تبليغاتX
IMAN AREZEH

IMAN AREZEH

:: نقد و تحلیل کشتی ایران و جهان ::

:: آقای معصومی! ای کاش خداحافظی می کردی

امروز (سه شنبه) و درست ۲۴ ساعت مانده به اعزام کاروان کشتی آزاد به مسابقات جام جهانی در باکو جمهوری آذربایجان تک مسابقه انتخابی درون اردویی برای شناخت نفر دوم سنگین وزن برگزار شد. در این رقابتِ تقریبا یکطرفه فردین معصومی طی چهار وقتِ ۲ دقیقه ای مغلوبِ جوانی مستعد و جویای نام بنام کمیل قاسمی شد تا عملا پرونده او برای حضورِ احتمالی در دومین المپیک زندگی اش بسته شود! معصومی در دو دقیقه نخست با "دو خمَ سر رو" سرعتیِ قاسمی از تشک بیرون رفت و یک - صفر باخت. در ۲ دقیقه دوم تلاشِ این دو کشتی گیر که بسیار محتاطانه و البته با ترس از شکست پا به میدان گذاشته بودند با تساویِ صفر - صفر خاتمه یافت تا کار به وقت سوم بکشد. در این تایم بی تجربگی و جوانیِ قاسمی یک امتیاز راحت برای معصومیِ از نفس افتاده رقم زد اما در ادامه کمیل از قدرت جوانی و انرژیِ مضاعفِ خود سود برد و معصومیِ با تجربه را در کش و قوسی زیرکانه خاک کرد تا تساویِ یک - یک نوید بخشِ پیروزیِ دلاور مازندرانی باشد اما سه ثانیه به پایان وقت سوم باقی مانده بود که باز هم کم تجربگی قاسمی کار دستِ او داد و حمله چشم بسته ی معصومی به پاهای قاسمی در چند سانتیمتریِ خط قرمز کنار تشک سبب بیرون رفتن کمیل و امتیاز دوم برای فردینِ خسته شد تا شناختِ نفر پیروز این کشتی به وقتِ چهارم و آخر کشیده شود! در ۲ دقیقه چهارم دیگر توانی برای سنگین وزنِ ماسالی باقی نماند و در حالیکه امتیاز اول را معصومی کسب کرد، در نهایت کمیل قاسمی با دو بار در خاک نشاندنِ معصومی تراژدیِ تلخی برای وی رقم زد و ...

شکستِ مردِ پا به سن گذاشته ای همچون فردین معصومی مقابل قدرتِ جوانی و صد البته انگیزه و استعداد کمیل قاسمی اتفاقِ تعجب برانگیزی نبود اما متاسفانه به جای آنکه در مطبوعات و رسانه ها به ارزش بالای پیروزیِ یک جوان مستعد و آینده دار پرداخته شود مُدام از شکستی صحبت شد که اصلا اهمیتِ بالای خبری نداشت! الکساندر کارلین پس از کسبِ ۹ مدال طلای جهان، ۱۲ طلای قهرمانی اروپا و یک طلای المپیک در نهایت با شکستی تلخ مقابل رولان گاردنر آمریکایی آن هم در فینالِ المپیک ۲۰۰۰ سیدنی با مدال نقره سال ها اقتدار خود در دنیای کشتی را خاتمه داد! رسول خادم پس از سه بار به زیر کشیدن اعجوبه ای به نام ماخاربگ خاداراتسوف روس نهایتا با شکستی تحقیر آمیز مقابل الکسیس رودریگرزِ سنگین کوبایی آن هم در تهران و مقابل دیدگانِ علاقمندان پرشورِ ایرانی با کشتی وداع کرد! هنوز فراموش نکرده ایم در همین کشور خودمان عباس جدیدی با کوله باری از مدال و افتخار چهار بار مغلوب علیرضا رضایی شد، همین رضایی هم به فردین معصومی باخت! همه ی اینهایی که گفتم اتفاقاتِ طبیعی و کاملا قابل هضم در ورزش قهرمانی است یعنی یک روز می آیی و در اوج همه را شکست می دهی، یک روز هم پا به سن می گذاری و مغلوبِ قدرت جوانیِ دیگری می شوی. نمی دانم چرا؛ اما ظاهرا شکست معصومی مقابل کمیل قاسمی خیلی برایش سنگین تمام شد و ظاهرا وی به این چرخه ی طبیعیِ رفت و آمدها و پیروزی و شکست ها اعتقاد ندارد.

آقای معصومی! اگر قبل از انتخابی با کمیل قاسمی به شما می گفتم با فرض بر اینکه قطعا کشتی را پیروز می شوید به خاطرِ سابقه ضعیف بین المللی خود در دو سال گذشته قیدِ این انتخابی را بزنید و با عزت و پهلوانانه کنار بروید حتما با یک پوزخندِ تمسخر آمیز جوابِ بنده و امثالِ من را می دادید!! شما سرمایه ملی بوده اید و هستید اما اشتباهِ دوم شما این بود که پس از شکست مقابل کمیل قاسمی حتی حاضر به خداحافظی از دنیای قهرمانی نشدید و با نبوسیدنِ چهار گوشه ی دایره طلایی نشان دادید حکایت همچنان باقیست!!

آقای معصومی! چون خیلی دوستَت داریم می گوییم ای کاش خدحافظی می کردی ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 19:30  توسط ایمان آرزه  | 

:: ناراحتِ علیزاده باشیم یا سهمیه ای که پرید ؟!

پس از ناکامی هادی علیزاده پورنیای جوان در رقابتهای گزینشی سهمیه المپیک در "تایوآن" چین بسیار امیدوار بودیم فرشاد علیزاده ی با تجربه بتواند در هلسینکی فنلاند یعنی آخرین فیلتر گزینشی خط بطلانی بر ناکامی های اخیرش بکشد و با راهیابی به فینال، هفتمین و آخرین سهمیه را نیز کسب کند اما...

قرعه علیزاده نشان می داد شاید او در کشتیِ سرگروهی مقابل فرنگی کار بلغار یا فرانسه کمی دچار مشکل شود اما فرشاد در همان کشتیِ نخست یک شوکِ دیگر به بدنه کشتی وارد کرد و طی دو وقتِ متوالی مغلوبِ پیتر نواک از جمهوری چک شد تا فرضیه اتفاقی بودن یا حادثه بودن شکست در مسابقات جهانی ترکیه مقابل ولاسوف روس و باخت با ضربه فنی مقابل فرنگی کار ترکمن در گزینشی قزاقستان کاملا پاک شود و قطعیت اُفت فنی و یا روحی علیزاده بیشتر نمود پیدا کند.

نه در مسابقات جهانی کشتی های علیزاده را دیدم و نه شاهد شکستش در قزاقستان بودم که بخواهم زوایای پنهانِ دو ناکامی اخیر وی را بررسی کنم فقط امیدوارم تب و تاب المپیک و هیاهوی این رویداد بزرگ از یادمان نبرد که فرشاد علیزاده و هادی علیزاده ای هم در ۷۴ کیلوگرم کشتی فرنگی داریم که اگر برای المپیک نتوانستیم از وجودشان بهره ببریم خوشبختانه آنقدر جوان و مستعد هستند که حتما می توانند برای بعد از لندن دوباره به کشتی بازگردند و به دردمان بخورند. فقط نمی دانم الان ناراحتِ علیزاده و علیزاده ها باشیم یا سهمیه ای که خیلی راحت پرید؟!

+ نوشته شده در  شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 21:57  توسط ایمان آرزه  | 

:: پزشک تغذیه یعنی مارکوپولو ؟؟؟!

در گذشته های خیلی دور و حتی خیلی نزدیک که در هیچکدامشان بنده در قید حیات نبودم (!) جماعتِ کشتی گیر از وزن کم کردن فقط همین را بلد بودند که لب به سیاه و سفید نزنند، ده دست بپوشند و تا سر حد مرگ یا بدود یا مهمانِ سونا و بازیهای مرگبار دیگر شود. زیاده گویی نمی کنم؛ خلاصه مطلب اینکه هدف فقط رسیدن سر وزن قانونی بود و اینکه چطور این مهم رخ می دهد نه اینکه خیلی مهم نبود بلکه اصلا اهمیت نداشت (!!) و به عنوان مثال عسگری محمدیان، مرحوم رمضان خدر، مراد محمدی، حمید سوریان، سجاد برزی و ... از جمله رکورد داران این پروسه ی هولناک از قدیم تا به امروز بوده اند.

قصد ندارم همکاران زحمتکشم را غیر منصفانه به بوته نقد بکشم اما بعضی دوستان عزیز بنده که اتفاقا سوابق درخشان تر و بیشتری نسبت به این حقیر دارند گاها از روی ناآگاهی و ندانستن، موضوعی را غیر منصفانه نقد می کنند. دکتر رامین امیر ساسان مدتهاست بعنوان پزشک تغذیه افتخار خدمت به کشتی ایران زمین را دارد و اتفاقا از زمانی که وارد گود شده و عِنان کار را در دست گرفته بزرگانی همچون منصور برزگر، رسول خادم، محمد بنا، غلامرضا محمدی و حتی مدیران سنتی و غیر علمی نیز بر توانمندی این استاد باسواد و کاربلد دانشگاهی صحه گذاشته اند و حضور وی در کنار ملی پوشان را یک فرصت مغتنم و کم کردن باری اساسی از دوش مربیان می دانند . حال به نظر شما منصفانه است که سفرهای کاری و صد البته واجب این استاد کاملا اشباع از سفرهای خارجی را به سفرهای مارکوپولو تشبیه کنیم؟؟؟!

با نگارش این مطلب احیانا به دنبال لانسه کردن دکتر نیستم چون او نیازی به این اقدامات ندارد، متاسفانه یا خوشبختانه مبلغی هم دریافت نکرده ام، همچون همیشه منتقد بوده ام و مطمئنا منتقد هم خواهم ماند اما این بدان معنا نیست که اگر نکته مثبتی دیدم برای جلوگیری از خدشه دار شدن شخصیت انتقادیِ قلمم از آن چشم پوشی کنم. اگر به دنبال تسویه حساب با شخص یا اشخاصی خاص نیستیم و نیت فقط پیدا کردن مارکوپولوهای ورزش اول کشور است حتما نگاهی گذرا به لیست های مسافرت های فدراسیون مدیریت قبل از خطیب بیندازیم! یا علی ...

+ نوشته شده در  شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 10:28  توسط ایمان آرزه  | 

:: آنچه در "تایوآن" گذشت ...

هادی علیزاده پورنیا و حبیب الله اخلاقی در ۷۴ و ۸۴ کیلوگرم فرنگی و پرویز هادی در سنگین وزن کشتی آزاد سه کشتی گیر ایرانی بودند که برای تکمیل سهمیه های کسب نشده المپیک لندن عازم شرق دور شدند!

آنچه در دیارِ پهناور چشم بادامی ها برای کشتی ایران گذشت صرفا تلاش برای کسب سه سهمیه المپیک نبود بلکه حضور در این میدان بسیار جدی که رنگ و بوی المپیکی داشت تا حدود زیادی عیار فنی بچه ها و نقاط ضعف و قوت آنها را عیان کرد و با توجه به اینکه شخصا عازم چین شدم و این مسابقات را از نزدیک زیر ذره بین قرار دادم در ادامه مطلب عمکلرد این سه وزن را به رشته تحریر در آورده ام.

در وزن ۷۴ کیلوگرم کشتی فرنگی هادی علیزاده پورنیا دلاور اهل قم از این میدان مهم نتوانست نهایت بهره را ببرد و مغلوب کم تجربگیِ خود شد. هادی در کشتیِ نخست "بدری شریف" قطری را نسبتا راحت شکست داد اما در کشتی دوم که انگار فقط جسمش روی تشک قرار داشت و روحش در جایی غیر از سالن شانژی اسپورت شهر تایوآن سیر می کرد با بی تجربگیِ تمام کشتی بُرده را به ولادیمیر شاسخینِ باهوش باخت و با توجه به شکست شاسخین اوکراینی مقابل امین احمداف آذری در کشتیِ ماقبل فینال، کسب سهمیه این وزن به هلسینکی فنلاند موکول شد.

در وزن ۸۴ کیلوگرم حبیب الله اخلاقی همه را خیره ی گلادیاتوریِ خود کرد! حبیبِ دیار خوزستان آنقدر جنگنده و بدون حریف و حدیث کشتی گرفت که حتی رافائل مارتینتی رییسِ مغرور فدراسیون جهانی کشتی را به تحسین واداشت. اخلاقی دور نخست به راحتیِ نوشیدن یک لیوان آب خنک (!) لیونگبک سوئدی را شکست داد، در کشتی دوم تیگران ساهاکیان ارمنستانی را مغلوب توان بالای دستان پر تلاش خود کرد تا به مصاف انتقامی با فرنگی کار سیه چُرده فرانسوی برود. مرد با غیرت کشتی فرنگی ایران که تجربه تلخِ شکست مقابل کشتی گیر فرانسوی را داشت در یک رقابت کاملا انتقامی نفسِ ملونین نومونویِ فرانسوی را به شماره انداخت و با دست های پر توان و یورش های بی مهابای خود اجازه عرضِ اندام به این سیه چُرده ی کشتی بلد نداد. اخلاقی در کشتیِ پای فینال کمی بی تجربگی کرد و نزدیک بود زحماتش مقابل رِندی و زرنگیِ ولادیمیر گوگیشیدزه گرجستانی هدر برود اما خیلی زود دست و پایش را جمع کرد و به کشتی بازگشت. در همان ابتدای تایم نخست "تُندر" بی نقص و سه امتیازیِ گوگیشیدزه گُرجی اخلاقی را از بالا به پل برد و چیزی نمانده بود تراژدیِ تلخِ ضربه فنی رقم بخورد که خوشبختانه حبیب خیلی زود کشتی را رو کرد و از مهلکه گریخت اما در نهایت وقت نخست سه بر دو به سود کشتی گیر گرجستانی پایان یافت. در دو دقیقه دوم و سوم ماحصل حرص خوردن ها و فریادهای فنیِ محمد بنا جواب داد تا اخلاقی با پیروزی در این مبارزه سنگین و نفس گیر ضمن فینالیست شدن سهمیه ورودی به المپیک در وزن ۸۴ کیلوگرم را نیز کسب کند. این پایان کار حبیب اخلاقی نبود چرا که او در مصاف پایانی عملکرد خوبش در این روز را تکمیل کرد و با پیروزی چهار بر صفر مقابل "نِناد زوگاج" کُروات با شایستگی بر سکوی نخست ایستاد.

در ۱۲۰ کیلوگرم کشتی آزاد پرویز هادی با بهترین و در واقع با مناسب ترین قرعه ممکن مواجه شد دلاور تبریزی و چند سال پشتِ خط مانده ی کشتی آزاد دور نخست استراحت کرد، دور دوم به راحتی ۷ بر صفر "نوبویوشی آراکیدا"ی ژاپنی را شکست داد، سپس در رقابتی آسان و در دو وقت متوالی ۶ بر صفر "فاچون بارو"ی آلبانیایی را مغلوب کرد و به نیمه نهایی رفت. هادی در مصاف ماقبلِ فینال و در حالی که در دو دقیقه نخست ۲ بر صفر "چینتوآن" رومانیایی را شکست داده بود در وقت دوم و به حکمِ قرعه کلینچ یک - صفر به این رومانیایی باخت تا همه چیز به وقت آخر کشیده شود. پرویز در وقت سوم فقط چند زیر ناقص نشان داد و نتوانست به پاهای متزلزل این حریف برسد تا باز هم کار به تساوی صفر - صفر و قرعه شانس کشیده شود. در این وقت قرعه به سود هادی رقم خورد و او که پای چپ "چینتوآن" را در اختیار داشت با اجرایی شبیه به "زیر سر رو" حریف را بیرون از تشک به پل برد و سه امتیاز گرفت تا ضمن فینالیست شدن سهمیه سنگین وزن المپیک را نیز کسب کند. گرچه اجرای فن هادی با اعتراض مربیان رومانی مواجه شد و کار به بازبینیِ فیلم کشید اما از آنجایی که اجرای فن وی تا بیرون تشک ادامه داشت دیگر بدلکاریِ "چینتوآن" و به پل رفتنِ لحظه ایِ هادی اعتبار فنی پیدا نکرد و نهایتا او موفق شد با رای مجدد داوران سهمیه ۱۲۰ کیلوگرم را کسب کند. در مصافِ پایانی سنگین وزن نیز "نیک ماتوهین" آلمانی مقابل پرویز هادی حاضر نشد تا هادی قهرمان این وزن شود.

مرحله سوم رقابت های گزینشی سهمیه المپیک در چین به پایان رسید و ما برای تکمیل تیم اعزامی به لندن نیازمند تنها یک سهمیه آن هم در ۷۴ کیلوگرم کشتی فرنگی هستیم که امیدواریم این مهم در هلسینکیِ فنلاند که آخرین فیلتر گزینشی محسوب می شود محقق شود. اما رقابت های جهانی ترکیه، گزینشی قزاقستان و گزینشی چین نشان داد داشته هایمان در وزن ۷۴ کیلوگرم کشتی فرنگی و سنگین وزن کشتی آزاد به هیچ وجه المپیکی نیست و حداقل روی کاغذ نمی توانیم در این دو وزن توقع شق القمر داشته باشیم (!) مگر اینکه در فرصتِ کوتاه باقیمانده تا المپیک اتفاقاتِ جدیدی رخ دهد البته ضعیف بودنمان در این دو وزن بدان معنا نیست که حتما در ۱۲ وزن دیگر آنقدر پُر مهره هستیم که مطمئنا با کسب مدال در المپیک ضعف های موجود در این دو وزن را از بین می بریم مطمئنا در ۶۰ و ۸۴ کیلوگرم کشتی آزاد نیز حداقل روی کاغذ اوضاعی شبیه دو وزن یاد شده وجود دارد البته فعلا پیش بینی برای اینکه در چه وزنی شانس مدال داریم یا در چه اوزانی فکر مدال نباشیم خیلی زود است بنابراین منتظر تحلیل جامع و کاملی در مورد تک تکِ ملی پوشان اعزامی به لندن و شرایط تمامیِ وزن ها در هفته های آتی باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1391ساعت 18:36  توسط ایمان آرزه  | 

سرشاخِ بی موقع!

معلوم نیست در ورزشِ ما خصوصا ورزشِ مثلا اول کشور چه می گذرد که هرچه به رویدادِ بزرگ و با اهمیت المپیک نزدیک و نزدیک تر می شویم به جای آرامش و فراهم آوردن فضای مناسب و مثلا المپیکی، شعله تنش ها و بگو مگوهای بی ارزش بیشتر می شود.

پس از گلایه های کاملا تکراری اما به حق و به موقعِ صادق گودرزی در مورد شرایط نامطلوبِ روحیِ کاروان کشتی که از عدم توجه کافیِ مسئولان ورزش اول کشور نشأت می گیرد حالا نوبت سرپرست تازه وارد فدراسیون کشتی رسید تا با دبیر کل کمیته ملی المپیک یک گرد و خاکِ المپیکی راه بیاندازد!! نکته ی خنده دار و تاسف برانگیز، مسائل پیش پا افتاده، قابل حل و کاملا تکراری است که در نزاعِ لفظی و رسانه ای این دو مسئول باسابقه کشور رد و بدل شد! نمی دانم چرا پس از ۶ماه تازه جناب خطیب متوجه شده که کمیته ملی المپیک نسبت به ۱۴شانسِ مدال در کشتی بی تفاوت است و این مهم را رسانه ای  کرده و این را هم نمی دانم که چرا بهرام افشار زاده تازه کشف کرده که پول های پرداختی به فدراسیون به جای المپیک در مباحثِ دیگری هزینه می شود البته اگر پولی پرداخت شده باشد!!

اصلا به این نکته کار نداریم که در این دعوا و سرشاخِ بی موقع چه کسی درست می گوید یا در نهایت حرف کدام بزرگوار به کرسی می نشیند فقط امیدوارم این دو مدیر باسابقه، بسیار با تجربه و البته کار بلد این نکته را در نظر بگیرند که پای منافع ملیِ ورزش ایران هم در میان است. پس لطفا کمی صبور باشید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 اردیبهشت1391ساعت 20:30  توسط ایمان آرزه  | 

گِله ها را گوش کنید، المپیک نزدیک است

درد دل های جوانِ محجوب، فنی و بسیار دوست داشتنیِ استان پهلوان پرور همدان را جدی بگیریم. کسی که معمولا اهل حرف زدن و رسانه ای شدن نیست اما وقتی لب باز کند حرفهایش شنیدنیست! نیازی به بازار گرمی و مطرح کردنِ خود ندارد چون همه صادق گودرزی را می شناسند و با خُلق و خوی این آزادکارِ مودب و سر به زیر آشنا هستند. گودرزی که پس از عملکرد مثبت در رقابت های جهانی ترکیه و کسب مدال نقره جهان حالا فقط با آرزوی تکمیلِ ویترینِ افتخاراتش با مدال المپیک، تمرینات سختی را زیر نظر رسول خادم دنبال می کند یکبار دیگر لب به سخن گشود و از بی مِهری ها و بی توجهی هایی گفت که دیگر اِپیدمی شده و همه ی غیر فوتبالی ها با آن دست به گریبان هستند! صادق می گوید: ما سختی های این ورزش را به جان خریده ایم و تمرین می کنیم چون عاشق کشتی هستیم اما مسئولانِ ورزش کشور در عمل هیچ توجهی به رشته های المپیکی از جمله کشتی ندارند! شرایط ما در حرف کاملا المپیکی است (!) اما در عمل حد و اندازه های یک تورنمنت معمولی هم نیستیم!! جوایز ۲سال گذشته پرداخت نشده! از آینده ی کاری مان هیچ اطلاعی نداریم و از همه مهمتر اینکه شخصِ اول ورزش کشور (وزیر ورزش) حتی یک بازدید هم از روندِ تمرینات ما نداشته تا در کم و کیف مشکلات بچه ها قرار بگیرد!

جناب آقای دکتر عباسی، وزیر محترم ورزش و جوانان! حدس زدنِ اینکه الان در مُخیله ی ملی پوشانِ کشتی چه می گذرد و در آستانه ی رویدادِ بزرگی همچون المپیک بجای المپیکی فکر کردن به چه چیزی فکر می کنند اصلا کار سختی نیست! اگر به این بچه ها رسیدگی فوتبالی هم نشود که حتما نمی شود (!) آنها تا المپیک را می مانند تا ماحصل چهار سال خون دل خوردنشان را ببینند اما برای آنکه سامان طهماسبی ها و مسعود هاشم زاده های جدید ظهور نکنند و دوبنده کشورهای دیگر جایگزین دوبنده ایران عزیز نشود یک بار تفکر کنید برای یک عمر! ممنون!

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 22:10  توسط ایمان آرزه  | 

:: بازگشت خطرناک!

خبر عجیبی نبود چون قبلا هم زمزمه هایش به گوش می رسید و اتفاقا همان موقع (حدودا هفت ماه پیش) که برای بار نخست این خبر را شنیدم تلفنی با خودِ علیرضا حیدری در مورد صحتِ ماجرا صحبت کردم که وی قویا موضوع بازگشتِ دوباره اش به میادین کشتی و پوشیدنِ دوبنده را رد کرد!

در حالتِ عادی خبر خیلی عجیب و غیر قابل هضم نیست چرا که در اَدوارِ گذشته کشتی گیرانی بوده اند که پس از بوسیدنِ چهار گوشه ی دایره طلایی، باز هم وسوسه ی کسبِ مدال آنها را به میادین مبارزه بازگردانده! به نظر بنده اگر مطرح شدنِ چنین خبری آن هم از سوی کشتی گیرِ پر افتخار و صد البته باهوشی همچون علیرضا حیدری به نوعی بازار گرمی و مطرح کردن خود نباشد زمانی جای تعجب خواهد داشت که حرف ها کنار برود و در عمل علیرضا حیدری رختِ مبارزه بپوشد و وارد گود شود آن زمان باید تلاش کرد تا این معادله چند مجهولی حل شود که حیدریِ پا به سن گذاشته چرا و با چه استدلالی به این جمع بندی رسیده که با آن سیمای کاملا غبار گرفته از سالها مشقت، وزن کم کردن و ضرب خوردن در این ورزش سنگین دوباره به میدان مبارزه بازگردد؟ نکته عجیب تر در مورد خبر بازگشت احتمالی حیدری به کشتی، حضورِ او در ۱۲۰ کیلوگرم است حضوری که چندین سال پیش، آن هم در زمانِ اوج حیدری اصلا تجربه موفقی نبود چرا که او مقابل دیدگان پرشور و پر تعدادِ همشهریان خود (کرجی ها) به فردین معصومی باخت تا همان جا متوجه شود که تغییر وزن اصلا به صلاحش نیست.

در این که اکنون مشکلاتِ زیادی در سنگین وزن کشتی آزاد داریم تردیدی وجود ندارد اما به عنوان عضو کوچکی از جامعه بزرگ کشتی که قلمی به رسم امانت در اختیار دارم قویا تاکید می کنم مشکلِ کنونیِ ما در سنگین وزن کشتی آزاد آن قدر بحرانی نیست که علیرضا حیدری پس از چند سال خداحافظی از کشتی و البته با بدنی بی نهایت ناآماده بخواهد ناجیِ آن باشد.

آقای حیدری! بازگشتِ احتمالی ات را خطرناک تعبیر می کنم چون می دانم یک شبه علیرضا حیدری نشدی که بخواهی با استدلالی همچون کمک به کشتی یا نجاتِ سنگین وزن، سنگینیِ حیدری بودنت را سبک کنی!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1391ساعت 21:9  توسط ایمان آرزه  | 

:: آنتن زنده را بیهوده هدر ندهید

نمی دانم این مشکل و نقیصه تا کِی و کجا ادامه پیدا خواهد کرد فقط قاطعانه می گویم، تا در رابطه با هر رشته ورزشی از یک مجری-کارشناسِ مسلط و مطلع استفاده نشود مطمئنا هرچقدر برنامه زنده تصویری و شنیداری برای حمایت از رشته ای خاص روی آنتن ببریم تاثیری نخواهد داشت و به قول قدیمی ها فقط آب در هاوَن کوبیدن است! همه اینها را گفتم تا برسم به برنامه زنده تلوزیونی ورزش از نگاه پنج؛ برنامه ای که جمعه شب (۲۵/۱/۹۱) با موضوع ورزش اول کشور کشتی روی آنتن شبکه پنج تهران رفت اما متاسفانه حاویِ هیچ نکته جدیدی نبود. به اعتقادِ بنده مهمترین علت این بی محتوایی همانی است که در ابتدا گفتم. سوالاتِ دیکته شده، کاملا کلیشه ای و صد البته مخاطب گُریز، نداشتنِ اطلاعات لازم و کافی در مورد رشته ورزشیِ کشتی و از همه مهمتر قاطی کردن مباحثِ دیگر ورزشی در دلِ کشتی و پاره کردنِ رشته کلام و افکار مهمترین نقاطِ ضعفِ مجریانِ محترم این برنامه بود مجریانی که در بحثِ فوتبال انصافا جزو خوب های تلوزیون هستند اما هر وقت برنامه ای با موضوع کشتی روی آنتن برده اند حداقل بنده نتوانستم با آن برنامه ارتباطِ خوبی برقرار کنم.

اگر مدیر با سابقه ای همچون حجت الله خطیب مقابل مجری توانمند و مطلعی مثل رضا جاودانی می نشیند و می تواند از پسِ سوالاتِ قوی و حرفه ایِ این فوتبالیِ کشتی بلد برآید قطعا جای تحسین و آفرین دارد اما بابتِ برنامه ای که امشب جناب خطیب در آن حاضر شد گرچه خیلی خوب بود اما نمره ی خاصی برای او متصور نیستم چرا که معتقدم او در یک آزمون جدی شرکت نکرد.

+ نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1391ساعت 0:23  توسط ایمان آرزه  | 

:: خطیب راند اول را بُرد!

پس از ۱۴۱ روز و چند ساعت (!) سرانجام پایِ حجت الله خطیب هم به برنامه دایره طلایی باز شد! برنامه ای که مدت ها به دنبالِ سرپرست جدید فدراسیون می گَشت تا در مورد حواشی بوجود آمده مبنی بر ثبت نام نامزدهای ریاست فدراسیون کشتی و تغییرات گسترده در اکثر کمیته های فدراسیون و تیم های ملی سوالاتِ چالشی را مطرح کند.

طولانی شدن رویاروییِ خطیب با جاودانی یک حُسن و یک ضرر داشت! حُسنِ قضیه این بود که با توجه به طولانی شدنِ حضور وی، دیگر سوالاتِ چالشی و البته تا حدودی بیاتِ رضا جاودانی آن بُرِش و تاثیرِ واقعی را نداشت و نتوانست آنطور که باید و شاید سرپرست فدراسیون را به حاشیه ببرد. عیبِ ماجرا هم استرسی بود که به واسطه طولانی شدنِ نخستین حضور خطیب در تنها برنامه ی اختصاصیِ کشتی روی دوشِ او قرار داشت! استرسی که روز به روز بیشتر و بیشتر می شد و هرچه می گذشت ترسِ سرپرست فدراسیون را برای حضور در این برنامه زنده تلوزیونی افزایش می داد. خطیب تصور می کرد اگر نتواند واکنش های به موقعی مقابل سوالاتِ پر حاشیه و تا حدودی قابل پیش بینیِ رضا جاودانی در پُر بیننده ترین شبکه تلوزیون انجام بدهد شاید پس از اتمام این برنامه قضایا متفاوت شود و حتی ورق برگردد! اما از بدِ ماجرا برای جاودانی و خوبِ داستان برای خطیب، وی توانست برنامه حدودا یک ساعته دایره طلایی را تحتِ کنترل خود بگیرد و با پاسخ های کاملا هوشمندانه، سیاستمدارانه و به موقع اجازه نداد بحث به سمتی برود که جاودانی انتظارش را می کشید! البته معلوم نیست چرا رضا جاودانی در برنامه این هفته دایره طلایی آن طور که باید و شاید نه نیش زد و نه مهمانِ برنامه را اسیرِ سوالاتِ غیر قابل پیش بینیِ خود کرد؟!

در مجموع باید گفت: راندِ اول را خطیب بُرد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 فروردین1391ساعت 20:30  توسط ایمان آرزه  | 

:: چرا انتخابات بعد از المپیک برگزار شود؟

مگر در فوتبال که انتخاباتِ فدراسیون در بحبوحه ی مسابقات لیگ برتر، لیگ قهرمانان آسیا و رقابت های حساس تیم ملی برگزار شد و تازه گزینه وزارت ورزش هم رای نیاورد (!) چه اتفاقی رخ داد که حالا نگران برگزاری انتخابات فدراسیون کشتی هستیم؟! تازه بعضی از دوستان به دلایلی نامعلوم برگزار شدن انتخابات فدراسیون کشتی را قبل از المپیک اصلا به صلاح نمی دانند؛ واقعا چرا؟! بر حسبِ کدام منطق و خطر احتمالی، برگزاری انتخابات پیش از المپیک به صلاح کشتی نیست؟! اصلا کاری به گزینه تصدیِ ریاست فدراسیون کشتی نداریم و فرقی هم نمی کند کدام بزرگوار هدایت ورزش اول کشور را در دست بگیرد آنچه که این میان اهمیتِ بالایی دارد بحثِ هرچه زودتر برگزار شدنِ انتخابات این فدراسیون است. چه بسا اگر زودتر این اتفاق رخ دهد و حتی همین جناب خطیب ادامه ی را را پی بگیرد بازدهیِ مدیریتی وی بهتر باشد چرا که حداقل مطمئن است چهار سال می ماند و به قولی می داند چه کاره است!

پس لطفا بسم الله ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 فروردین1391ساعت 16:31  توسط ایمان آرزه  |